حال این روزهام به قدر کافی

جمعـــــه است،

تو دیگر

غـــــروبش نباش...

[ جمعه ٢۱ آذر ۱۳٩۳ ] [ ۳:٤٧ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]
من " ندار " بودم؛

که عروسک قصه ام پرید...!

" دارا " که باشی،

" سارا " با پای خودش به سراغت میاید...!!
 

[ چهارشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ٧:٤٧ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

اشتباهی خونه یه خانم پیری رو گرفتم.

اومدم معذرت خواهی کنم،

هی می‌گفت: علی جان تویی؟

هی می‌گفتم: ببخشید مادر اشتباه گرفتم،

باز می‌گفت: رضا جان تویی مادر؟

می‌گفتم: نه مادر جان اشتباه شده ببخشید،

اسم سوم رو که گفت دلم شکست...

گفتم: آره مادر جون، زنگ زدم احوالتون رو بپرسم.

اونقدر ذوق کرد که چشام خیس شد...

 

نکته: چه مادر و پدرها و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی که

چشم انتظار یه تماس کوچولو از ماها هستن.

ازشون دریغ نکنیم.

روز مادر مبارک

[ شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

روى سنگ قبــرم بـزرگ بنویسید:

«تا حــالا کجــا بــودى؟!

بـرای گریـه آمـدی؟»

[ یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٢ ] [ ٩:٠٧ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

سـبـز...

زرد...

قـرمـز...

وسـوسـه شـده ام

کـدام سـیـب را بـردارم!

مـیـوه فـروش پـوزخـنـدی زد و گـفـت:

«تـردیـــــد نکـــــن ...

تمام سیـب ها تـو زردنـد ..!»


[ چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٢ ] [ ٢:٠۳ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

تن من زخـمی است...

یک خـراش کمتر یا بیشتر چه فرقی دارد؟

راحـت باش...

[ پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

کودک درونم دلتنگی میکند برایـت ،

بچه است دیگر ...


نمیفهمد دوری یعنی چه !

[ سه‌شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٢ ] [ ٤:۱۳ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

حتـــــــــی " روز مـرگـــم " هم ،

بـا هـــم تفاهــــم نداریـــم

مـن سفیــد میپــوشــم ...

تـو سیـــــــاه !!!


[ دوشنبه ۱٥ مهر ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

گاهی فرار می کنم ؛

از فکر کردنِ به تــو ...

مثل رد کردن آهنــگی که خیــلی دوستش دارم ...


[ سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۸:٤٤ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

بعضی ها به ما نمیخوردن !

ما جا خالی دادیم خوردن به شما !

مبارکتون باشه !!!


[ یکشنبه ٢ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۸:۳۸ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

پاره تنم، به تن دیگری رفت

عادتم را که میدانی

چندشم میشود

لباسی که به تن دیگری بوده را بپوشم..!

[ دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ٩:۳٢ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

بعضی آدما مثل لیوان میمونن …

زیادتر از ظرفیت که بهشون بها بدی، سر ریز میکنن ،

اول خودشونو به گند میکشن،

بعد دور و برشون رو !!!

[ سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

او راحت از من گذشت

اگر خدا هم راحت از او بگذرد ،

قیامــت را مـــــــن به پا میکنم...!

[ سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

اگه قرار باشه من اونی بشم که تو میگی،

دیگه مــن ، مــن نیستم !

مــن همینی ام که میبینی !

مغــازه کـه نیســت دکــور بچینــم بــرات ...!!!


[ پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٤:۱٠ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

بعضی‌ آدمها...

با چشاشون گریه نمیکنن،

پا میشن،

یه سیگار بر میدارن،

و می‌رن تو بالکن...

[ پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۳:٥٤ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

دست روی دلم نــگـذار ...

پــــا گـــذاشـــتـی ؛

کـــافـیـسـت ...!!!


[ پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۳:٢٩ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

آهای نیمکت ها!

بیهوده نشسته اید.....

آنکه باید می آمد، رفت!

 

[ پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

من ســـــرم درد می کند

برای دعـــــواهایی که با هم نکردیم

لـــــعـنـتی... !

 چقدر مــــــهربان رفتی... !


[ چهارشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

اگه کثافت رو با خودکار معطر هم بنویسی،

چیزی از معناش کم نمیشه !

درست مثه آدمهای گندی که

لباس و آرایش و موقعیت خوب دارن!


[ چهارشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٥:۱۳ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

شنیدنِ

(هر جور راحتی!)

میتونه از سیلی دردناکتر باشه!!

[ چهارشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٥:٠٦ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

من در سرزمـیـنـی زنـدگـی مـیـکـنـم که

تـنـها "خـدایـش" از پـشـت خـنـجـر نـمـیـزنـد!!


[ دوشنبه ٥ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٥:٠٤ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

کلاغ جان…

قصه ی من به سر رسید…

سوار شو…

تو را هم تا خانه ات میرسانم…


[ پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٥:٤٧ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

همیشه 

پشت جمله ی :

" عیبی نداره مهم نیس "

یک دل شکسته خوابیده...

شک نکن...


[ پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ٥:٤٤ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

آرزو دارم یک بار...

فقط یک بار دیگه

برگردم به دوران مدرسه

ساعت انشاء،

 بهم بگن موضوع انشاء:

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

یا مثلاً موضوع آزاد!

اونوقت به جای نوشتن از

فواید درخت و درختکاری

خیلی حرفا

 واسه نوشتن داشتم...


[ شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

از دوری تو غمین و نالان هستیم

وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم

اصلیــت ما را تو اگــر می پرسی

از کوفـه ولی مقیم زنجان هستیم!

(با اندکی تحلیف: واژه زنجان به جای تهران)


[ جمعه ٢٥ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ٦:٠٢ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

جریان چیست ؟

چرا پیدا نمیشود،

جسد آنانی که ادعا میکنند برایمان میمیرند ؟


[ دوشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۱:٤٠ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

حماقت یعنی:

صداقت داشتن با کسی که سیاست دارد...


[ دوشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۱:۱٢ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

قله ای که یکـــبار فتح شود

بی شک

تفریحگاه عمومی خواهد شد،

مواظب قله ات باش...


[ یکشنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۸:٤٧ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

عادت کرده ام

هـــِـی مـی روم روبــروی آینــه مــی ایـســتَم..!

دست مــی گــذارم روی شــانه خـــــــود،

و در آیـــنــه بـه خــود نگــاه مـــی کنــم

مـــی گـویــم: طــاقت بیـــار رفــیـق... (!)

درست میــشـــه...


[ سه‌شنبه ۸ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

مهم نیست چند سالته

وقتی یاد گرفتی جواب دوست داشتن رو

با جفتک انداختن ندی،

بهت میگن "آدم"...

[ یکشنبه ٦ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

احمق بودن از اونجا شروع میشه که میگی:

این یکی با بقیه فرق داره.....!!!!!

[ یکشنبه ٦ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

ته دیگ " عشق ِ اول " را هر چقدر که بسابی ،

چه با اسکاج ِ دوست داشتن های بعدی ،

چه با سیم ِ ظرفشویی عاشق شدن های بعدی ،

...

از " دلت " پاک نمی شود ...

حالا تو هی بساب

و از صدای ناهنجارش

سر درد بگیر …

[ پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

روی قلبی نوشته بودن:

 شکستنی است ؛ مواظب باشید !!!

ولی من روی قلبم نوشتم:

شکسته است ، راحت باشید !!!

[ پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

دلم را تهدید کرده ام که بهانه ات را نگیرد

وگرنه میدهم دوباره بسوزانیــش...

[ پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

چه بسا افرادی که حــــــــتی رانندگی بلد نیستند ؛

ولی ....

به چـــــه زیبایی " دور " زدن را بلدند ... !!!


[ دوشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

مهدیـــم مــن که مرا گرمـی بازاری نیست

بهتـر از یوسفـــم و هیچ خریــداری نیست

همــه گویند که در حســرت دیـدار مـن اند

لیک در گفته ی این طایفه کرداری نیست

ای که دائــم به دعایــی که ببینـی رخ من

تا که خالــص نشوی باتو مرا کاری نیست

[ دوشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

هرچند که خسته ایم از این حال …. نیا

شرمنده، اگر ندارد اشکال … نیا

ما خط تمام نامه هامان کوفیست…

آقای گلم، زبان من لال … نیا


[ یکشنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۳:٢٧ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

هیــــس!!

بگذارید برود

ماندن التماســی نیست...

[ شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

ما را ز برای خود نمیخواهد کـَس

ما را همه از برای خود میخواهند . . .

[ دوشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٧:۳٠ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

بغض هایت را برای خودت نگه دار

گاهی سبک نشوی ، سنگین تری . . .

[ دوشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٧:٢٦ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

حـق با کشیــش ها بود گالیـــله!

زمیـــن آنقـدرها هم گــرد نیست

هرکه میـرود دیگر باز نمیگردد

[ شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

هنوز آنقدر ضعیف نشده ام

که خطرِ ریزشِ این کـوه را جار بزنم

اما تــــو

حوالیِ من که می رسی احتیاط کن...

[ چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠٤ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

"کاندیدا" رأی آورد

تابلو، "نقاش" را ثروتمند کرد

شعر "شاعر" به چند زبان ترجمه شد

"کارگردان" جایزه ها را درو کرد

و هنوز

سر همان چهار راه

واکس می زند

کودکی که همیشه بهترین "سوژه" است...

[ سه‌شنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

بهترین دوستم آینه است

 وقتی من گریه میکنم او نمیخندد!!!

[ سه‌شنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

خدا جــــــونم!

خودت به این خوبی...

آدم هایت به که رفته اند؟؟؟

[ سه‌شنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

کجایی سعدی؟

گذشت آن زمانها...

حالا دیگر،

 بنی آدم ابزار یکدیگرند....

 

[ دوشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

عادت این قبیله است

دور ِ آتشی که تو می سوزی!

 می رقصـــند...

[ دوشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

هیچوقت کسی رو آنقدر بالا نبرید که

دیگه دست خودتونم بهش نرسه...!

[ دوشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

تقصیر خودمونه !!!

بعضی ها عددی نبودند و ما آنها را به توان رسوندیم!!

[ جمعه ۱۳ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٤:۳۳ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

مردی و نامردی، جنسیت سرش نمی شود

معرفت که نداشته باشی ، نامردی !!!

[ جمعه ۱۳ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

بزرگترین حماقت انسان در زندگی

 لبخند زدن به کسیه که ارزش لگدم نداره !

[ پنجشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٤:۱٢ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

به تعدادی جانورشناسِ ماهر

 برای توجیه رفتار بعضی‌‌ها نیازمندیم ...

روانشناسی‌ دیگه نتیجه نمیده!

[ پنجشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

بعضی ها هیچی نیستن به جز چهار حرف:

ا  د  ع ا

[ پنجشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد:

خاطره خشکیه…

خاطره خشکیه…

اونوقت همه ی خاطراتتو

همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن

میریختم تو کیسه

و میدادم بهش

و میرفت رد کارش!!

[ یکشنبه ۸ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

بعضى هارو از دور که میبینى می درخشند

جلو که میان...

می بینى درخشششون مال خورده شیشه هاشونه!!

[ یکشنبه ۸ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

اینجا زمین است...

زمین گرداست...

تویی که مرا دورزدی...

فردا به خودم خواهی رسید!

حال وروزت دیدنیست...

[ یکشنبه ۸ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

برای انسان ها همون قدر باش که برای تو هستن ...

 بیشتر که باشی ؛

باعث سوء تفاهم میشه... !!!

[ شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

بس که صدا نزدی اسمم را

"جانم" ی که برایت کنار گذاشته بودم ، گندید !!

[ شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

بعضی وقتا حس میکنم تفاله چایی از من خوشبخت تره...

میفهمی که چی میگم؟؟؟!

[ جمعه ٦ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٥:۱٦ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

یه وقتایی یه چیزایی هست که

 فقط خودت میفهمی و خودت درک می کنی...

هر چقدرم واسه کسی توضیح بدی نمیفهمه....

زندگی من پر از این چیزاس!!

[ جمعه ٦ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٥:۱۱ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

دنـــــیـــــای مـــــــن.....

مجـــــــازی اش هــــم غمـــــگیـــــن بـــــــود ...

[ جمعه ٦ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٥:٠۱ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

تلخ ترین قسمت زندگی اونجاست که

 آدم به خودش میگه...

چی فکر میکردیم و چی شد....

[ پنجشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٦:٢۸ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

به او بگویید دیگر

 "او" های نوشته هایم را به خود نگیرد ...

از این به بعد"او" دیگر آن "او" نیست...

[ پنجشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٦:٢٢ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

وقتی ناراحتی یه لیوان آب بخور

اصلا هم فکر نکن اثر داره

چون نداره!!

[ پنجشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

رو بعضیا باید برچسب زد و نوشت:

 تست شد، آدم نیست...

[ چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

نمی دانم چـرا ؟!

 این روزهـا

در جواب هـــرکه از حالم می پرسـد

تا می گویم: "خوبــــــم"

چشمانم

خیس می شود!

[ چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

کاشــکی دلـم شــعـور داشـت !

 اونــوقــت مـی فــهمیــد { تــــــو } اونــقدر ارزش نــداری

 کــه مـن هنــوز دوستت دارم ...!

[ چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

آهای «آ» با کلاه، روزگار پلیدی ست،

مواظب باش کلاه از سرت بر ندارند؛

بترس، حتی از «ب»

 که سال هاست مثل برادر در کنار توست ...!

[ دوشنبه ٢ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

کی اشکاتو پاک میکنه ، شبا که غصه داری

بهش بگو ذوق نکنه ، اونم تنها میذاری !

[ دوشنبه ٢ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

چشمهای هیز کلاغ

گندم های خود فروش

مترسک مغلوب....


مزرعه رفت به باد...

[ جمعه ٢٩ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

بعضیها مثل کبریت میمونن

خودشون ارزش چندانی ندارن

ولی میتونن زندگیتو به آتیش بکشن!

[ پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۱ ] [ ٦:۳٩ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

خنده هایم شکلاتی شده اند

زیادی خالص

تلخ…

تلخ…

[ پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۱ ] [ ٦:۳٧ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

دلت که تنگِ یک نفر باشد

خودِ خدا هم بیاید تا خوش بگذرد و لحظه ای

فراموش کنی

فایده ندارد …

تو دلت تنگ است …

دلت برای همان یک نفر تنگ است...

[ پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۱ ] [ ٦:۳۳ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

بایست و تماشا کن!

کسی را که برای ماندنت دست به دعا برداشته بود

امروز برای رفتنت نذر کرده است...

[ پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش،

 اشک هایت را با دست های خودت، پاک کن

 که همه رهگذرن...

[ پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱:۱۱ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

امیدوارم هیچ کسی‌ که براش مهم نیستین،

 براتون مهم نشه...!!!

[ چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ ] [ ۸:۳۳ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

آدم دلتنگ باشه

شرافت داره به دلِ گشادی که

هر کسی بتونه توش چادر بزنه!!!

[ چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ ] [ ۸:٢٩ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

هــِـی تــو!

"
تـــو " کـه گـذ شتـی از "مـن"

"
او " نیز  از تـــو میــگـُذرد ...

این توالــی ِ شخص هـای ِ مـُـفــرد است!!!

[ چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

  بعــضی خاطـرات

مثــل مین هـای عمـل نکــــرده

تـــــوی روحـــت کـاشته شده انـد...

بـا یـــک حـرف

مـی تـــرکــاننــت !...

[ چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

بلند شو

گرد و خاک، از تن پوش بـتکان

و در تقویمت بنویس:

این سزای رهگذری بود که

به تیرک ِ لق ِسر ِ گذر تکیه کرد!

[ چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

دلم برای دلم تنگ شده!

کسی سراغ ندارد قلب من کجاست؟!

[ چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

مــن شکسـتم تا تــو را عاشــق کنـم

 بعد من بــاران فقط آب اسـت و بـس

هر که بعد از مـن سراغــت را گرفت

زشت یا زیبا فقط خواب است و بس...

[ چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

گاهی اینکه صبح ها دلت نمی خواد بیدار بشی

 همیشه نشونه ی تنبلی نیست!

خسته ای از زندگــــــــــی

نمی خوای قبول کنی که

یک روزِ دیگه شروع شده...

[ سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

تنها شادی زندگیم این است که

 هیچکس نمیداند تا چه اندازه غمگینم...

[ سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

 شیشه ای در من

جیرینگ

جیرینگ

شکست

خدا کند دلم نبوده باشد !

[ سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

پشت سرم حرف بود...

 حدیث شد ..

می ترسم آیه شود !

سوره اش کنند به جعل !...

بعد تکفیرم کنند این جماعت نا اهل!

[ دوشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۱ ] [ ۸:٢٦ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

اگر دوباره به دنیا آمدی

فقط سکوت کن!

زیستن تنها هیاهویی

برای هیچ بود ...

[ دوشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۱ ] [ ۸:۱٦ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

اینــــایی کــه با هــــدفــون تــــو گــوش میــرن بــخــوابــن،

ایــنا رویــایــی براشــون نمــونــده

 که قبــلِ خــواب بهــش فکــر کــنن،

ایــنــا . . . تنهــــان ...!

[ یکشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۱ ] [ ٧:٥٠ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم

اما بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند!!

[ یکشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۱ ] [ ٧:٤۳ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

من مورچه ای رو مسخره می کردم که

سال ها عاشق یک تفاله ی چایی بود،

خودم رو فراموش کردم که

زمانی یه آشغالی رو دوس داشتم که

 فکر می کردم آدمه...

[ یکشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۱ ] [ ٧:۳۳ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

آدمها...

چقدر زمین به شما می آید!

جاذبه، بهانه ی خوبیست...

اگر آن هم نبود شما دست از سقوط نمی کشیدید!

[ یکشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

وقتی کسی اندازت نیست ،

 دست بـه اندازه ی خودت نزن...!

حسین پناهی

[ پنجشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۱ ] [ ٧:۳٦ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

دلی که شکستی گچ چاره نکرد

........

گل گرفتمش!

[ پنجشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

همیشه آماده باش

تا

هر چیزی رو که داری بتونی تو 30 ثانیه ترک کنی...

 

[ پنجشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

عده ای مثل قرص جوشانند؛

در لیوان آب که بیاندازیشان

 طوری غلیان کرده و کف می کنند که سر می روند.

 اما کافی است کمی صبر کنی،

 بعد می بینی که از نصف لیوان هم کمترند...

(دکتر شریعتی)

 

[ پنجشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

بعضی آدما مثل عکس هستن

بزرگشون که کنی

کیفیتشون میاد پایین.....

[ پنجشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

وجدان چیز خارق العاده ای نیست،

وجدان یعنی به اون حس لامصب ِ درونت،

 بیشتر از خود عوضیت احترام بذاری...

[ چهارشنبه ٢٠ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

این روزهــــــــا

 ویرانه ای را می مانم که ....

 دیگر خراب شدنی نیست !!!

[ چهارشنبه ٢٠ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

دل نفهم من؛ لطفاً خــفه شو؛

ازصدای نالــه ات بدم میاد...

[ چهارشنبه ٢٠ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]

آن که برگشت

و

جفا کرد

و

به هیچم

بفروخت ...

به همه عالمش از من

نتوانند خرید! ...

[ سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ منیـره (گنـدم بانو) ]